چگونه یک تبلیغات بنری بسازیم که فروش را دو برابر کند؟
تبلیغات بنری چیست؟ تبلیغات بنری میتوانند هنگام فروش محصولات آنلاین معجزه کنند. آنها این پتانسیل را دارند که به مخاطبان گسترده و متنوعی دسترسی پیدا کنند. به عنوان یک صاحب فروشگاه تجارت الکترونیک، این دیده شدن برای آگاهی از برند، عرضه محصولات جدید، یا جلب توجه عمومی به یک پیشنهاد مهم است.
مشکل تبلیغات بنری این است که برای اینکه بازدیدکننده روی آنها کلیک کند، باید فعالیت او را مختل کنید. اولین کاری که انجام میدهید ایجاد اصطکاک با فردی است که قصد دارید به او دسترسی پیدا کنید. با این حال، تاکتیکهایی وجود دارند که تبلیغات شما را مؤثرتر میکنند.
با کمی خلاقیت، میتوانید تبلیغات بنری ایجاد کنید که توجه مخاطبانتان را جلب کرده و منجر به فروش شوند. این راهنما شما را با اصول اولیه تبلیغات بنری قابل کلیک، طراحی بنر وب و نحوه ایجاد بنرهای وب آشنا میکند.
تبلیغات بنری چیست و چگونه کار میکند؟
تبلیغات بنری چیست؟ زمانی است که از نمایشگرهای دیجیتال گرافیکی برای تبلیغ یک برند و/یا ترغیب افراد به کلیک روی تبلیغ استفاده میکنید تا آنها را به صفحه فرود فروشگاه آنلاین شما هدایت کند. این تبلیغات مستطیلی شکل هستند و در بخشهای خاصی از یک وبسایت یا صفحه رسانههای اجتماعی قرار میگیرند.
نحوه کار تبلیغات بنری به این صورت است:
- تبلیغات خود را در شبکههای تبلیغاتی آنلاین یا مستقیماً در وبسایتها آپلود میکنید. شبکههای تبلیغاتی، تبلیغات چندین تبلیغکننده را مدیریت کرده و آنها را در چندین وبسایت در شبکه خود توزیع میکنند.
- برای تبلیغکنندگان، هدفگذاری جمعیتی و رفتار کاربران برای قرار دادن تبلیغات در معرض دید افراد مناسب بسیار حیاتی است. هدفگذاری میتواند شامل عواملی مانند مکان، عادات مرور، علایق، سن، جنسیت، یا نوع دستگاه باشد. تبلیغات مؤثر آنهایی هستند که هدفمندتر هستند.
- مزایده در زمان واقعی (RTB) توسط بسیاری از شبکههای تبلیغاتی برای نمایش تبلیغات به کاربران استفاده میشود. در عرض چند میلیثانیه، یک مزایده بین تبلیغات مختلف در یک سایت اتفاق میافتد و تبلیغکننده برنده، تبلیغ را نمایش میدهد.
- تبلیغکنندگان میتوانند تبلیغات بنری را بر اساس دادههای عملکرد، با تغییر تبلیغات، استراتژی هدفگذاری، یا استراتژی مزایده، بهینهسازی کنند.
اندازه های تبلیغات بنری چیست؟
انواع مختلفی از تبلیغات بنری وجود دارند و همه آنها در اندازههای گوناگون عرضه میشوند. در اینجا لیستی آورده شده تا به شما کمک کند تصمیم بگیرید کدام یک برای کسبوکار شما مناسبتر است.
- مربع کوچک (200×200 پیکسل): دید زیادی ندارد و به دلیل اندازه کوچک، میتواند شلوغ به نظر برسد. در بین کسبوکارهای تجارت الکترونیک خیلی محبوب نیست.
- مربع (250×250): برای فضاهای تبلیغاتی کوچکتر ایدهآل است. نسبت به مربع کوچک چندکارهتر است، اما همچنان برای تبلیغات تجاری کمی کوچک است.
- بنر استاندارد (468×60): اغلب بالای نوار ناوبری یا بین محتوای اصلی صفحه وب قرار میگیرد. بسیار بزرگتر از بنرهای مربعی است، اما همچنان باید استراتژی خود را طوری تنظیم کنید که تبلیغ در فضای باریک آن جای بگیرد.
- لیدربورد (728×90): اندازه بزرگتری دارد که بسیار بیشتر از بنرهای مربعی به چشم میآید. معمولاً بالای نوارهای ناوبری قرار میگیرد.
- لیدربورد بزرگ (970×90): نسخه بزرگتر لیدربورد استاندارد است.
- مستطیل متوسط (300×250): این نوع بنر تبلیغاتی در بین کسبوکارها محبوبترین است. بهترین عملکرد را زمانی دارد که در نوار کناری بین محتوای ارگانیک قرار گیرد.
- مستطیل بزرگ (336×280): بهترین عملکرد را زمانی دارد که در نوارهای کناری و داخل محتوای اصلی وبسایت قرار گیرد. این یک انتخاب رایج برای ناشران آنلاین است.
- آسمانخراش (120×600): به دلیل شکل بلندش، برای نوارهای کناری بسیار مناسب است. برای تبلیغاتی که دارای تصاویر رو به پایین هستند، بهترین گزینه است.
- آسمانخراش عریض (160×600): یک آسمانخراش عریضتر است که بیشتر در نوارهای کناری وبسایتها استفاده میشود. به دلیل اندازه عریضتر خود، نسبت به آسمانخراش معمولی تأثیر بیشتری دارد.
- تبلیغ نیمصفحه (300×600): بسیار بزرگ با دید بسیار بالا. این تبلیغ تقریباً نیمی از یک صفحه وب را پوشش میدهد.
هزینه های تبلیغات بنری
انواع مختلفی از مدلهای پرداخت تبلیغ وجود دارد. مطمئن شوید که مدلی را انتخاب میکنید که بیشترین همخوانی را با اهداف کسبوکار شما دارد.
- هزینه به ازای هزار نمایش (CPM): شما برای هر 1000 کاربری که تبلیغ شما را میبینند، یک قیمت ثابت پرداخت میکنید. به خاطر داشته باشید که کاربر لازم نیست روی تبلیغ کلیک کند؛ تنها کاری که با این مدل باید انجام دهد این است که صفحه حاوی تبلیغ شما را مشاهده کند تا در شمارش 1000 نمایش شما قرار گیرد.
- هزینه به ازای کلیک (CPC): هر بار که یک کاربر روی یکی از تبلیغات شما کلیک میکند، هزینهای را پرداخت میکنید. این طرح پرداخت برای صاحبان کسبوکاری که به دنبال افزایش نرخ کلیک خود هستند، خوب است.
- هزینه به ازای اقدام (CPA): تقریباً به طور انحصاری برای بازاریابی وابسته استفاده میشود. شما یک بنر تبلیغاتی به یک شریک وابسته مانند یک اینفلوئنسر رسانههای اجتماعی یا سلبریتی میدهید. شریک وابسته هزینههای نصب آن تبلیغ را در صفحه رسانههای اجتماعی یا وبسایت خود پرداخت میکند. سپس شریک وابسته برای هر سرنخ فروشی که منجر به فروش شود، کمیسیون دریافت میکند.
- هزینه به ازای مشاهده (CPV): برای هر مشاهده تبلیغ خود پرداخت میکنید. این مدل معمولاً با تبلیغات ویدیویی استفاده میشود. یک مشاهده تنها زمانی محاسبه میشود که کاربر حداقل 30 ثانیه از تبلیغ شما را تماشا کند یا با آن تعامل داشته باشد (هر کدام که زودتر اتفاق بیفتد).
- هزینه به ازای سرنخ (CPL): شبیه به مدل CPA است، با این تفاوت که برای اقدام مورد نظر کاربر هزینه پرداخت میکنید. برای مثال، اینکه کاربر در یک خبرنامه ثبتنام کند، آدرس ایمیل خود را ثبت کند، حسابهای رسانههای اجتماعی کسبوکار شما را دنبال کند و غیره.
3 نمونه از تبلیغات بنری مؤثر
بیایید به چند نمونه از تبلیغات بنری نگاه کنیم که نمیتوانید از کلیک کردن روی آنها خودداری کنید.
اگر میخواهید تبلیغ شما در یک وبسایت برجسته باشد، باید تا حد امکان به محتوای وبسایت نزدیک باشد. به عنوان مثال، این تبلیغ Sugarlips به احتمال زیاد توسط بازدیدکنندگان بیشتری نسبت به هر تبلیغی در پایین این مقاله CNN دیده میشود.
تبلیغ Sugarlips در یک منطقه پربازدید قرار گرفته است—در بالای یک “صفحه اصلی” یا “داستان داغ”. اگر بتوانید تبلیغ خود را در بالای یک وبسایت، نزدیک به سرفصلها قرار دهید، احتمال بیشتری دارد که نرخ کلیک خود را افزایش دهید، سرنخهای فروش بیشتری تولید کنید، و فروش بیشتری داشته باشید.
این نوار کناری در سایت CNN نیز جذاب است زیرا یک بنر تبلیغاتی نسبتاً بزرگ است (تقریباً یک سوم کامل عرض صفحه). دقیقاً در کنار محتوای اصلی صفحه قرار دارد، که آن را برای بازدیدکنندگان CNN قابل مشاهدهتر میکند.
تبلیغ Health Bloom که در بالا قرار دارد، ساده اما مؤثر است. لوگو و نام Health Bloom به طور برجسته در بالا قرار گرفتهاند، بنابراین بینندگان فوراً برندی که پشت تبلیغ است را تشخیص میدهند.
استفاده از عکسهای واضح و با وضوح بالا از سبزیجات تازه، نه تنها توجه را جلب میکند، بلکه کیفیت ارگانیک و تازه محصولات را نیز منتقل میکند. این تبلیغ همچنین از متن مختصر استفاده میکند—”ORGANIC GROCERIES” (خواربار ارگانیک) و “Stock up on your everyday essentials” (از اقلام ضروری روزانه خود انبار کنید). پیامرسانی موجز به سرعت بینندگان را از پیشنهاد اصلی آگاه میکند، بدون اینکه آنها را تحت تأثیر قرار دهد.
3.Allbirds
این بنر عمودی نوار کناری با تصویری از یک کفش روی پسزمینه آبی، چشم شما را به خود جلب میکند. Allbirds از این کمپین بازاریابی دیجیتال برای جذب کاربران اینترنت که دیدگاه آن برای حمایت از پایداری و محیط زیست را به اشتراک میگذارند، استفاده میکند.
طراحی ساده و تمیز تبلیغ، حواسپرتیها را کاهش داده و بر محصول و ارزش پیشنهادی آن تأکید میکند. متن “A Truly Sustainable Alternative Leather” (یک چرم جایگزین واقعاً پایدار) مستقیماً با مصرفکنندگان آگاه از محیط زیست صحبت میکند. این متن بیننده را در مورد نقطه فروش منحصر به فرد محصول بدون حاشیههای غیرضروری آگاه میکند.
دکمه “SHOP NOW” (اکنون خرید کنید) قابل توجه است و بیننده را به اقدام فوری دعوت میکند. رنگ متضاد آن تضمین میکند که برجسته است اما پیام اصلی را تحتالشعاع قرار نمیدهد.
کجا تبلیغات بنری بخریم؟
دو راه اصلی برای خرید تبلیغات بنری وجود دارد. میتوانید مستقیماً با وبسایت قرارداد ببندید، یا با یک شبکه تبلیغاتی کار کنید. در اینجا خلاصهای از هر گزینه آمده است:
تبلیغات بنری موردی (یکبار مصرف)
بسته به صنعت شما، ممکن است برخی از وبسایتهای خاص را بشناسید که بسیار محبوب هستند و یک برنامه تبلیغاتی دارند. با گردانندگان آن سایتها تماس بگیرید و از نرخهای تبلیغاتی آنها مطلع شوید. این سایتها گاهی اوقات میتوانند بهترین ارزش را برای پول شما هنگام خرید تبلیغات بنری ارائه دهند.
نکته دیگری که باید در نظر بگیرید این است که به یک تبلیغکننده مقیم تبدیل شوید. هرچه مدت طولانیتری در این سایتها تبلیغ کنید، میتوانید رابطه عمیقتری با بازدیدکنندگان وفادار آنها ایجاد کنید.
این زمانی است که باید به این فکر کنید که تبلیغات شما چگونه با گذشت زمان تغییر میکنند و چه مضامینی را میخواهید دنبال کنید. اگر بتوانید هر ماه تبلیغات خود را تازه کنید و بازدیدکنندگان سایت را خوشحال کنید، برند خود را نزد آن بازدیدکنندگان تقویت خواهید کرد.
شبکههای تبلیغاتی
میتوانید برای یک رویکرد گسترده، به یک شبکه تبلیغاتی بپیوندید. شبکههای تبلیغاتی واسطهای بین شما و وبسایتهایی هستند که تبلیغات شما در آنها قرار میگیرند. مزیت آن این است که با کار کمتر به وبسایتهای بیشتری دسترسی پیدا میکنید. نقطه ضعف آن این است که ممکن است بهترین نرخها را دریافت نکنید و نمیتوانید رابطه نزدیکی با گردانندگان وبسایت ایجاد کنید.
ما توصیه میکنیم ابتدا رویکرد اول یعنی ایجاد روابط نزدیک با ناشران را مستقیماً انجام دهید. اگر همچنان به گستره تبلیغاتی بیشتری نیاز دارید، با شبکههای تبلیغاتی تماس بگیرید و دریابید کدام شبکه برای نیازهای شما مناسبترین است.
چگونه تبلیغات بنری ایجاد کنیم؟
تصمیم بگیرید که میخواهید تبلیغات خود را کجا نمایش دهید
اولین و مهمترین چیز: باید تصمیم بگیرید که میخواهید تبلیغ خود را کجا میزبانی کنید. اطمینان حاصل کنید که وبسایتها، وابستهها، و شبکههایی که استفاده میکنید با اهداف کسبوکار شما همراستا هستند و به مخاطب هدف شما دسترسی خواهند داشت.
شما میتوانید تصمیم بگیرید که به صورت فردی با شرکتها ارتباط برقرار کنید و قراردادهای یک به یک ببندید، یا حتی صرفاً از طریق رسانههای اجتماعی تبلیغ کنید. همچنین میتوانید به شبکههایی مانند شبکه نمایشی گوگل (Google Display Network) یا IAB (Interactive Advertising Bureau) بپیوندید، که تبلیغات شما را در صدها تا صدها هزار وبسایت که در شبکه مربوطه قرار میگیرند، قرار میدهند.
هزینههای عضویت برای پیوستن به این نوع شبکهها علاوه بر هر مدل پرداختی است که انتخاب میکنید. اما دسترسی که این شبکهها به شما میدهند میتواند بسیار ارزشمند باشد.
1.ابزار مناسب برای ایجاد تبلیغ خود را انتخاب کنید
اگر در زمینه گرافیک مهارت ندارید و نمیدانید چگونه از فتوشاپ استفاده کنید، نگران نباشید. ابزارهای ایجاد تبلیغات زیادی وجود دارد. بسیاری از پلتفرمهای CRM و تجارت الکترونیک ابزارهای ایجاد تبلیغ را در برنامههای خود دارند. مطمئن شوید که میدانید چه ویژگیهایی را میخواهید و ابزارهای ایجاد تبلیغ شما از چه نوع فایلها و مشخصاتی پشتیبانی میکنند.
2.تصاویر چشمگیر ایجاد کنید
در مرحله بعد، زمان آن است که اندازه مناسب برای تبلیغ خود را انتخاب کنید. اندازههای تبلیغات بنری که در بالا ذکر شد و مزایا و معایب آنها را به خاطر بسپارید. بدانید که تبلیغ شما بیشتر در چه فرمتی دیده خواهد شد. به عنوان مثال، آیا خریداران شما بیشتر از طریق دستگاههای تلفن همراه یا لپتاپ به سایت شما میآیند.
پس از اینکه اندازه بنر خود را مشخص کردید، زمان انتخاب رنگ پسزمینه است. نوع سایتهایی که تبلیغ شما در آنها قرار میگیرد را بشناسید. به عنوان مثال، اگر تبلیغات شما بیشتر در وبلاگها یا سایتهای خبری هستند، یک رنگ روشن را انتخاب کنید که با رنگ پسزمینه سفیدی که آن سایتها تمایل به استفاده از آن دارند، تضاد داشته باشد.
اکنون، تصاویر، ویدیو یا انیمیشنهای مناسبی را که میخواهید در تبلیغ خود بگنجانید، انتخاب کنید. مطمئن شوید که از تصاویر با کیفیت بالا استفاده میکنید که تار نباشند و به طرز جذابی ترکیب شده باشند. به یاد داشته باشید، شما فضای محدودی برای ایجاد تأثیر دارید و با سایر تبلیغات و حواسپرتیها رقابت میکنید.
3.متن جذابی بنویسید
اینجا جایی است که بینندگان را ترغیب میکنید تا به برند شما توجه کنند. میتوانید از پیشنهادات تخفیف یا کلمات هوشمندانه یا الهامبخش استفاده کنید یا اطلاعات موجز ارائه دهید.
برخی از دستورالعملها برای رعایت:
- از یک فونت استفاده کنید که خواندن آن آسان باشد اما همچنان زیباییشناسی برند شما را نشان دهد.
- از فضای تبلیغ خود حداکثر استفاده را ببرید بدون اینکه بنر تبلیغاتی خود را شلوغ کنید.
- یک فراخوان به اقدام (CTA) به متن خود اضافه کنید. میتوانید یک دکمه هوشمندانه اضافه کنید که از مردم بخواهد برای یک خبرنامه ثبتنام کنند یا از صفحه اصلی فروشگاه شما بازدید کنند.
4.صفحه فرود خود را در بهترین وضعیت قرار دهید
حالا که تبلیغات و فراخوانهای به اقدام خود را آماده کردهاید، زمان آن است که مطمئن شوید صفحه فرود شما آماده دریافت بازدیدکنندگان است. مانند فرآیند فکری که برای تبلیغات بنری خود به کار بردید، باید از یک فرآیند مشابه برای صفحه فرود خود استفاده کنید.
اطمینان حاصل کنید که صفحه فرود شما برای چشم جذاب، به راحتی قابل ناوبری، و مطابق با تصویر برند شما است. حتی میتوانید در صفحه فرود خود با ارائه تخفیف برای محصولات خاص، تبلیغاتی را نمایش دهید. این فرصت شماست تا از یک صفحه وب کامل استفاده کنید تا همچنان به بازدیدکنندگان خود علاقهمند بمانید تا آن علاقه منجر به فروش شود.
نکاتی برای ایجاد تبلیغات بنری
کلید موفقیت تبلیغات بنری، درک مشکلات ذکر شده در بالا و تفکر در مورد این است که چگونه میتوانید توجه را جلب کنید یا به گشتوگذار در وب با تبلیغات خود کمک کنید.
در اینجا چند ایده برای انجام این کار آورده شده است:
- تبلیغات بنری خود را فقط در وبسایتهای مرتبط قرار دهید. اگر تبلیغات خود را در هر جای ممکن در وب پخش کنید، هزینه بالایی را برای عملکرد تبلیغاتی ضعیف پرداخت خواهید کرد. بنابراین، فقط وبسایتهایی را انتخاب کنید که مخاطب هدف شما در آنها حضور دارد. هرچه وبسایت خاصتر باشد، بهتر است.
- هنگام پرداختن به مشکلات بازدیدکننده وب، خلاق باشید. این موضوع بدیهی به نظر میرسد، اما بسیاری از خردهفروشان حداقل خلاقیت را در آثار هنری تبلیغاتی خود به کار میبرند. چه چیزی توجه کسی را جلب خواهد کرد؟ مخاطب هدف شما به چه چیزی اهمیت خواهد داد؟
- تست کنید. اولین تبلیغ بنری که منتشر میکنید فقط برای این است که ببینید آیا کار میکند یا خیر. شما باید روی پیام، صفحات مقصد، و آثار هنری خود تکرار کنید. باید اندازهگیری و پیگیری کنید که کدام تبلیغات بیشتر بر تحلیل وب شما تأثیر میگذارند.
- شما باید به این فکر کنید که ترافیک تبلیغات بنری خود را به کجا میفرستید. بسته به اینکه پیام تبلیغ بنری شما چیست، میتوانید آنها را به موارد زیر بفرستید:
- صفحه اصلی شما. ما به ندرت توصیه میکنیم که ترافیک را به صفحه اصلی خود بفرستید. اگر تبلیغات شما بیشتر در مورد برند شما هستند، ارسال ترافیک به صفحه اصلی شما قابل قبول است. اما انتظار نداشته باشید که به فروش تبدیل شود!
- یک صفحه دستهبندی. اگر تبلیغات شما مربوط به یکی از دستهبندیهای محصولات شماست، ترافیک را به صفحه دستهبندی خود بفرستید. ممکن است بخواهید محصولات خود را در صفحات دستهبندی خود پیشمرتبسازی کنید تا ارزانترین اقلام یا محبوبترین آنها را نشان دهید.
- یک صفحه محصول. اگر در حال تبلیغ یک محصول خاص هستید، آنها را مستقیماً به صفحه محصول بفرستید. 99 درصد مواقع این کار منجر به نرخ تبدیل بالاتری خواهد شد.
- یک صفحه تبلیغاتی. در برخی موارد، ممکن است چیزی را هدیه بدهید یا از مردم بخواهید در یک مسابقه شرکت کنند. در این موارد، آنها را مجبور نکنید برای یافتن تبلیغات تلاش کنند، آنها را مستقیماً به آنجا بفرستید.
کسبوکار خود را با تبلیغات نمایشی بنری بازاریابی کنید
پوشیده نیست که یک تبلیغ نمایشی اولین فکری نیست که هنگام در نظر گرفتن محل قرارگیری تبلیغ برای یک کمپین به ذهن میرسد. آنها اغلب تجربه خرید کاربر را مختل میکنند و میتوانند او را ناراحت کنند. اما با کمی خلاقیت، میتوانید تبلیغات بنری ایجاد کنید که ترافیک و تبدیلها را افزایش داده و فروش بیشتری را برای فروشگاه تجارت الکترونیک شما به ارمغان بیاورند.
فریم ریت چیست؟ | راز سینمایی شدن ویدیوهای شما فاش شد!
فریم ریت چیست؟ شروع به کار با ویدیو ممکن است کمی دلهرهآور باشد، به خصوص وقتی اصطلاحات فنی زیادی مثل فریم ریت یا fps میشنوید.
حتی اگر اسم فریم ریت را شنیدهاید، ممکن است ندانید کدام یک برای ویدیوهای شما بهتر است. عوامل زیادی باید هنگام انتخاب بهترین فریم ریت برای ویدیوی خود در نظر گرفته شوند.
خوشبختانه، در این راهنمای مبتدی، تعریف فریم ریت و اهمیت آن را توضیح میدهیم.
فریم ریت چیست؟
فریم ریت چیست؟ فریم بر ثانیه (fps) به تعداد فریمهایی گفته میشود که در یک ثانیه از ویدیو فشرده شدهاند.
بنابراین، اگر یک ویدیو با فریم ریت ۲۴fps گرفته و پخش شود، به این معنی است که هر ثانیه از ویدیو شامل ۲۴ تصویر ثابت مجزا است.
دفترچههای کاغذی جالبی را که وقتی ورق میزدی، تصاویر روی هر صفحه حرکت میکردند یادتان هست؟ ویدیو هم همینطور کار میکند. فرقی نمیکند دیجیتال باشد یا فیلم، ویدیو اساساً مجموعهای از تصاویر ثابت است که وقتی با سرعت مشخصی و پشت سر هم مشاهده میشوند، توهم حرکت را ایجاد میکنند. به هر یک از این تصاویر، “فریم” میگویند.
بنابراین، فریم ریت سرعتی است که این تصاویر نمایش داده میشوند، یا با چه سرعتی دفترچه را “ورق” میزنید. این معمولاً به عنوان تعداد “فریم بر ثانیه” یا FPS بیان میشود.
سرعت نمایش این تصاویر، مغز شما را فریب میدهد تا حرکت را روان درک کند. جالب نیست؟
چرا فریم ریت اهمیت دارد؟
حال که جواب فریم ریت چیست را متوجه شدید، فریم ریت میتواند تأثیر زیادی بر سبک و تجربه مشاهده یک ویدیو بگذارد. فریم ریتهای مختلف، تجربیات متفاوتی را به همراه دارند، و انتخاب یک فریم ریت اغلب به معنای فکر کردن به چندین عامل است، مانند اینکه چقدر میخواهید ویدیوی شما واقعی به نظر برسد و آیا قصد استفاده از افکتهای حرکت آهسته (slow-motion) یا تاری حرکت (motion-blur) را دارید.
به عنوان مثال، فیلمهای سینمایی هالیوودی معمولاً فریم ریت استاندارد ۲۴fps دارند، زیرا این فریم ریت شبیه به نحوه دیدن جهان توسط ماست و ظاهری سینمایی ایجاد میکند. ویدیوهای زنده یا ویدیوهایی با حرکت زیاد، مانند رویدادهای ورزشی و ضبط بازیهای ویدیویی، اغلب فریم ریتهای بالاتری دارند زیرا اتفاقات زیادی در یک لحظه در حال وقوع است. این امر باعث میشود حرکت روان و جزئیات در زمان واقعی واضح باقی بمانند.
در همین حال، افرادی که GIF متحرک میسازند اغلب برای حجم فایل کمتر، جزئیات را فدا میکنند و فریم ریت پایینی را انتخاب میکنند.
فریم ریت با سرعت ویدیو متفاوت است، اما به هم مرتبط هستند. میتوانید سرعت ویدیوی خود را هنگام ویرایش تغییر دهید، اما همیشه بهتر است فیلم را با فریم ریت دلخواه خود ضبط کنید.
رایج ترین فریم ریت های ویدیو
هر فرم هنری استانداردهای خاص خود را دارد، و در دنیای ویدیو، فریم ریتها در تجربه مشاهده نقش اساسی داشتهاند. از لحاظ تاریخی، این استانداردها نه تنها از تصمیمات هنری، بلکه از ملاحظات فنی و عملی نیز تکامل یافتهاند.
دنیای سینما استانداردهای خود را در همان ابتدا تعیین کرد. فیلمها، با تمایل به شبیهسازی حرکت واقعی، تصمیم گرفتند فیلم را با سرعت ۲۴fps ضبط کرده و با سرعت ۴۸fps یا ۷۲fps نمایش دهند، زیرا این کار نحوه پردازش طبیعی حرکت توسط چشم ما را تقلید میکند. این استاندارد در طول زمان باقی مانده و عمیقاً در میراث صنعت فیلم ریشه دارد.
در مقابل، پخشکنندگان تلویزیونی مجبور بودند با محدودیتهای فنی مرتبط با استانداردهای برق که بر فریم ریتهای مورد استفاده تأثیر میگذاشت، مقابله کنند. این امر منجر به تغییرات منطقهای بر اساس مشخصات برق کشورهای مختلف شد.
امروزه، فناوری افق را گسترش داده است. تجهیزات فیلمبرداری مدرن به فیلمسازان و ویدیوگرافر ها این انعطافپذیری را میدهد که فراتر از فریم ریتهای سنتی بروند، به ویژه هنگام دنبال کردن جلوههای بصری خاص یا تکنیکهای داستانگویی.
در اصل، در حالی که فریم ریتهای رایجی وجود دارد که صنعت به آنها متمایل است، انتخاب نهایی اغلب به ترکیبی از قصد هنرمند و نیازهای فنی پروژه بستگی دارد.
بهترین فریم ریت ویدیو چیست؟
چیزی به نام “بهترین” فریم ریت وجود ندارد. همانطور که گفته شد، فریم ریتهای مختلف نتایج متفاوتی را به همراه دارند، بنابراین انتخاب بهترین گزینه به معنای رفتن به سراغ گزینهای است که به بهترین وجه با چیزی که قصد ساخت آن را دارید مطابقت دارد.
با وجود اینکه فریم ریت یک مفهوم نسبتاً ساده است، بحثهای زیادی در مورد اینکه کدام فریم ریت بهترین تجربه مشاهده را فراهم میکند وجود دارد، و تحقیقاتی وجود دارد که از هر فریم ریتی پشتیبانی میکند. جدا از بحث و جدل، در اینجا چهار نکته وجود دارد که هنگام انتخاب فریم ریت باید در نظر داشته باشید.
سبک/واقعگرایی
سبک واقع گرایی فریم ریت چیست؟ یک ویدیو تأثیر زیادی بر ظاهر و حس آن میگذارد، که به نوبه خود تعیین میکند که ویدیو چقدر واقعی به نظر میرسد. این مفهوم مستقیماً به نحوه دیدن جهان توسط ما مرتبط است.
وقتی حرکت را میبینیم، مانند پرتاب توپ توسط یک فرد یا عبور یک ماشین، به طور طبیعی مقداری تاری حرکت را مشاهده میکنیم. در حالت ایدهآل، فریم ریتی که انتخاب میکنید این تاری حرکت را تقلید میکند و تجربه را تا حد امکان واقعی نگه میدارد.
اگر فریم ریت خیلی بالا را انتخاب کنید، همه چیز غیرطبیعی به نظر میرسد و ویدیو از چیزی که “اثر اپرای تلویزیونی” نامیده میشود رنج خواهد برد، که زمانی است که یک ویدیو جزئیات زیادی را نشان میدهد و عجیب به نظر میرسد. از طرف دیگر، اگر فریم ریتی را انتخاب کنید که خیلی پایین است، ویدیو تکهتکه به نظر میرسد و تجربه مشاهده ضعیفی را فراهم میکند.
برای کمک به شما در انتخاب بهترین فریم ریت، بیایید به چند گزینه رایج و نحوه استفاده از آنها نگاه کنیم.
- ۲۴fps: این استاندارد برای فیلمها و برنامههای تلویزیونی است، و حداقل سرعتی است که برای ضبط ویدیو در عین حفظ حرکت واقعی لازم است. حتی اگر یک فیلم با فریم ریت بالاتر فیلمبرداری شود، اغلب با فریم ریت ۲۴fps تولید و نمایش داده میشود.
- ۳۰fps: همانطور که گفته شد، این استاندارد برای تلویزیون از همان روزهای اولیه بوده است، و با وجود اینکه تولیدکنندگان به سمت فریم ریت سینمایی ۲۴fps حرکت میکنند، هنوز به طور گستردهای استفاده میشود. ویدیوهایی با حرکت زیاد، مانند ورزش، اغلب از فریمهای اضافی در هر ثانیه بهره میبرند. دلایل استفاده از ۳۰fps پیچیده است و همانطور که اشاره شد، عمدتاً به استانداردهای تلویزیون و برق در گذشته مربوط میشود.
- +۶۰fps: هر چیزی بالاتر از ۳۰fps عمدتاً برای ایجاد ویدیوی حرکت آهسته یا ضبط فیلم بازیهای ویدیویی استفاده میشود. علاوه بر این، با تکامل فناوری، بسیاری از گوشیهای هوشمند نیز اکنون قادر به ضبط با سرعت ۶۰fps هستند.
حرکت
متغیر کلیدی بعدی که هنگام انتخاب فریم ریت باید در نظر گرفت، مقدار حرکت در ویدیوی شما است. این یکی کاملاً واضح است. اگر حرکت زیادی دارید، احتمالاً میخواهید با فریم ریت بالاتری ضبط کنید.
با این حال، این لزوماً به این معنی نیست که میخواهید با فریم ریت بالاتری تولید کنید، اما ضبط با فریم ریت بالاتر، سطح بالاتری از جزئیات را برای مقدار حرکت ضبط شده تضمین میکند. فریم ریت بالاتر همچنین انعطافپذیری بیشتری را هنگام ویرایش ویدیوی شما فراهم میکند.
برای کمک به شما در تصمیمگیری برای محتوای ویدیویی خود، در اینجا چند گزینه رایج آورده شده است.
- ۲۴fps: همانطور که در بالا ذکر شد، این حداقل سرعت لازم برای ضبط ویدیو در عین حفظ حرکت واقعی است. اگر یک صحنه شلوغ را با سرعت ۲۴fps ضبط کنید، تاری حرکت زیادی را خواهید دید.
- ۳۰fps: با شش فریم بیشتر در هر ثانیه نسبت به ۲۴fps، جزئیات بیشتری را در صحنههای با حرکت بالا خواهید دید؛ با این حال، حرکت ممکن است غیرطبیعی به نظر برسد و از “اثر اپرای تلویزیونی” رنج ببرد.
- +۶۰fps: هر چیزی بالاتر از ۳۰fps معمولاً برای ضبط صحنههای شلوغ با حرکت زیاد، مانند بازیهای ویدیویی، ورزش، یا هر چیزی که میخواهید به صورت حرکت آهسته نشان دهید، در نظر گرفته شده است. گیمرها با این فریم ریت ضبط میکنند زیرا اتفاقات زیادی در یک لحظه روی صفحه آنها میافتد، و فریمهای بیشتر به معنای جزئیات بیشتر است. ورزش نیز اغلب با فریم ریت بالا ضبط میشود تا بتوان آنها را برای نمایش مجدد آهسته کرد و در عین حال ویدیوی واضح و شفافی حفظ شود.
تحویل فریم ریت چیست؟
نحوه تحویل یک ویدیو، مانند از طریق YouTube یا تلویزیون، و دستگاهی که فرد برای مشاهده ویدیوی شما استفاده میکند، میتواند به شدت بر گزینههایی که برای فریم ریت دارید تأثیر بگذارد.
همه دستگاهها و روشهای تحویل از همه فریم ریتها پشتیبانی نمیکنند، بنابراین بهتر است قبل از شروع فیلمبرداری در این مورد تحقیق کنید.
برای کمک به مقابله با تحویل، بیایید به چند مورد از رایجترین مکانهایی که مردم ویدیو تماشا میکنند و نحوه تحویل ویدیو نگاه کنیم.
- پخش آنلاین ویدیو در اینترنت: این به سرعت در حال تبدیل شدن به رایجترین روش تحویل ویدیو است و بسیاری از سرویسهای پخش آنلاین از طیف گستردهای از فریم ریتها پشتیبانی میکنند. برای مثال، اگر در حال ساخت ویدیوی YouTube هستید، میتوانید کمی خیال راحت باشید با این دانش که بینندگان هنگام تماشای آنلاین به اندازه فریم ریت اذیت نمیشوند. با این حال، به خاطر داشته باشید که تلویزیونها و نمایشگرهای کامپیوتر قدیمی ممکن است نرخ تازهسازی صفحهنمایشی نداشته باشند که بتواند فریم ریتهای بالا را مدیریت کند.
- تلویزیون: وقتی یک ویدیو برای تلویزیون تولید میکنید، بهتر است بین ۲۴ و ۳۰fps بمانید. این تضمین میکند که ویدیوهای شما واقعی به نظر برسند و با آنچه مردم از تلویزیون انتظار دارند مطابقت داشته باشند. پخشهای زنده، مانند اخبار و ورزش، تقریباً همیشه با سرعت ۳۰fps فیلمبرداری میشوند، در حالی که برنامههای تلویزیونی و فیلمها معمولاً با سرعت ۲۴fps فیلمبرداری میشوند.
- پروژکتورهای فیلم: سینماها و به طور کلی پروژکتورها، هنوز یک راه فوقالعاده محبوب برای مصرف ویدیو هستند. درست مانند پخشهای تلویزیونی، فریم ریت باید در ۲۴fps نگه داشته شود زیرا این به ویدیوی شما ظاهر و حس “سینمایی” میدهد. همچنین میتوانید خیال راحت باشید که ویدیوی شما به درستی در اکثر پروژکتورها نمایش داده خواهد شد.
حجم فایل فریم ریت و زمانهای خروجی
آخرین عواملی که باید هنگام انتخاب فریم ریت در نظر بگیرید، حجم فایل و زمانهای خروجی هستند. این دو کاملاً واضح هستند – هرچه فریم ریت بالاتر باشد، تصاویر ثابت بیشتری در هر ثانیه از ویدیو بستهبندی میشوند.
تصاویر بیشتر به معنای اطلاعات بیشتر است، و اطلاعات بیشتر به معنای فایلهای بزرگتر و زمانهای خروجی طولانیتر است. این امر به ویژه هنگام آپلود ویدیوها در سایتهای پخش آنلاین مانند YouTube، Vimeo و Screencast مهم است.
ویدیوی با کیفیت بالاتر همیشه مطلوبترین است، اما فایلهای بزرگتر به اتصالات اینترنت و سختافزار کامپیوتر بهتری برای پخش با بالاترین کیفیت نیاز دارند. این بدان معناست که افرادی که از مدرنترین تجهیزات یا سریعترین خدمات استفاده نمیکنند، ممکن است از یک تجربه ضعیف رنج ببرند.
سؤالات متداول در مورد فریم ریت ها
آیا یک فریم ریت بهتر از دیگری است؟ این بستگی به نوع پروژهای دارد که روی آن کار میکنید! به بخشهای بالا مراجعه کنید تا در مورد فریم ریتهای مختلف و کاربردهای معمول آنها اطلاعات کسب کنید.
چند فریم در ثانیه چشم انسان میتواند ببیند؟ بیشتر مردم میتوانند حدود ۳۰-۶۰ fps را ببینند.
رایجترین فریم ریتها کدامند؟ رایجترین فریم ریتها ۲۴fps برای سینما، در حالی که ۳۰fps و ۶۰fps برای تلویزیون و محتوای آنلاین استفاده میشوند. پروژهها و رسانههای مختلف ممکن است استانداردهای منحصر به فرد خود را داشته باشند، اما اینها رایجترین معیارهای اصلی هستند.
چگونه فریم ریت دوربین فیلمبرداری را تغییر میدهید؟ برای تغییر فریم ریت دوربین، به تنظیمات یا منوی دوربین دسترسی پیدا کنید، گزینه ویدیو یا فریم ریت را پیدا کرده و تنظیمات fps دلخواه خود را انتخاب کنید. برای دستورالعملهای خاصتر، به دفترچه راهنمای کاربر دوربین خود مراجعه کنید.
تفاوت بین سرعت شاتر و فریم ریت چیست؟ سرعت شاتر تعیین میکند که هر فریم چقدر در معرض نور قرار میگیرد، در حالی که فریم ریت نشان میدهد که چند فریم در یک ثانیه ضبط میشود. سرعت شاتر سریع حرکت را فریز میکند، در حالی که سرعت آهستهتر میتواند تاری حرکت ایجاد کند. از طرف دیگر، فریم ریت بر میزان روان بودن ویدیو هنگام تماشای آن تأثیر میگذارد.
ویدیو مارکتینگ چیست؟ مزایا و تاثیر بر روی سئو
ویدیو مارکتینگ چیست؟
ویدیو مارکتینگ چیست؟ ویدیو مارکتینگ فراتر از یک ابزار ساده است؛ این یک استراتژی جامع برای برقراری ارتباط با مخاطب از طریق محتوای ویدیویی است. در دنیای امروز که مردم روزانه هزاران محتوا را در شبکههای اجتماعی و وبسایتها میبینند، ویدیو به دلیل ماهیت بصری و صوتی خود، توجه مخاطب را به سرعت جلب میکند. هدف اصلی ویدیو مارکتینگ فقط فروش محصول نیست، بلکه ایجاد یک رابطه عاطفی و عمیق با مخاطب است. وقتی یک کسبوکار از افراد واقعی در ویدیوهای خود استفاده میکند (مثلاً در ویدیوهای پشت صحنه یا داستانهای مشتری)، حس اعتماد و نزدیکی بیشتری ایجاد میشود. این رویکرد به ویژه در پلتفرمهایی مثل اینستاگرام، تیکتاک و یوتیوب بسیار مؤثر است.
انواع ویدیو مارکتینگ چیست؟
انواع ویدیو مارکتینگ چیست؟ به روشهای مختلفی انجام میشود که هر کدام برای هدف خاصی طراحی شدهاند:
تبلیغات ویدیویی بنری (Video Banner Ads): این ویدیوهای کوتاه و جذاب معمولاً در وبسایتها یا صفحات فرود (Landing Pages) نمایش داده میشوند. هدف آنها جلب سریع توجه مخاطب به یک محصول یا پیشنهاد ویژه است.
تبلیغات ویدیویی پیش، میانی یا پس از ویدیو (Pre-, Mid-, or Post-roll): این تبلیغات به ترتیب قبل، حین یا بعد از یک ویدیوی اصلی پخش میشوند. مثلاً تبلیغی که قبل از تماشای یک ویدیو در یوتیوب میبینید، از نوع “Pre-roll” است. این روش برای رساندن پیام به مخاطبانی که مشغول تماشای محتوای مرتبط هستند، بسیار کارآمد است.
تبلیغات ویدیویی تلویزیونی (TV Video Ads): این نوع تبلیغات، همان آگهیهای سنتی تلویزیون یا سرویسهای پخش آنلاین (مانند فیلیمو یا نماوا) هستند. هدف آنها رسیدن به مخاطب گستردهای است که به صورت غیرهدفمند در حال تماشای محتوای تلویزیونی است.
ویدیوی زنده (Live Video): این ویدیوها به صورت بلادرنگ (Real-time) پخش میشوند و حس صمیمیت و فوریت ایجاد میکنند. رویدادهایی مانند معرفی محصول، جلسات پرسش و پاسخ یا نمایش پشت صحنه یک شرکت از طریق ویدیوی زنده انجام میشوند. این روش به مخاطب اجازه میدهد به صورت مستقیم با برند در ارتباط باشد.
ویدیوی اسپانسری (Sponsored Video): این ویدیوها معمولاً توسط یک اینفلوئنسر یا یک پلتفرم تولید میشوند و به وضوح اعلام میکنند که توسط یک برند حمایت مالی شدهاند. این دسته شامل ویدیوهای توضیحی (Explainer Videos) در مورد نحوه کار یک محصول یا خدمات نیز میشود.
جایگذاری محصول اسپانسری (Sponsored Product Placement): در این روش، یک محصول یا برند به صورت نامحسوس در یک ویدیو (مثلاً یک فیلم یا سریال) نمایش داده میشود. هدف این است که برند به بخشی از زندگی روزمره شخصیتهای محبوب تبدیل شود و در ذهن مخاطب ماندگار شود.
چرا ویدیو مارکتینگ مهم است؟
در دنیای امروز که سرعت انتقال پیام اهمیت زیادی دارد، ویدیو مارکتینگ به دلیل ویژگیهای زیر از اهمیت ویژهای برخوردار است:
جذب توجه سریع: در شبکههای اجتماعی، میانگین زمان توجه کاربران بسیار کوتاه است (در حد یک پلک زدن). ویدیو با حرکت و صدا، به طور طبیعی این توجه کوتاهمدت را به خود جلب میکند و مخاطب را وادار به توقف میکند.
ایجاد ارتباط عاطفی: انسانها به داستانها و تصاویر متحرک واکنش عاطفی قویتری نشان میدهند. یک ویدیوی خوب میتواند مخاطب را بخنداند، به فکر فرو ببرد یا الهامبخش باشد، که این احساسات باعث تقویت رابطه او با برند میشود.
افزایش ماندگاری پیام: تحقیقات نشان میدهد که افراد محتوای ویدیویی را بیشتر از محتوای متنی به خاطر میسپارند. یک پیام پیچیده را میتوان در یک ویدیوی کوتاه و جذاب به راحتی توضیح داد و در ذهن مخاطب ثبت کرد.
نحوه استفاده مؤثر از ویدیو مارکتینگ
برای موفقیت در ویدیو مارکتینگ، فقط ساخت ویدیو کافی نیست. باید به استراتژی و کیفیت محتوا توجه کرد:
تولید محتوای کافی: برای دستیابی به اهداف کمپین، باید به طور مداوم محتوا تولید کنید. برای افزایش حجم تولید، میتوانید از تکنیکهایی مانند ساخت ویدیوهای انیمیشنی یا استفاده از ویدیوهای آرشیوی استفاده کنید تا نیازی به فیلمبرداری پرهزینه نباشد.
انتخاب کانالهای توزیع مناسب: ساخت ویدیو تنها نیمی از راه است. برای اینکه ویدیوی شما به دست مخاطب مناسب برسد، باید آن را در پلتفرمهای درست منتشر کنید (مثلاً یوتیوب برای ویدیوهای طولانی، اینستاگرام برای ویدیوهای کوتاه).
تحلیل عملکرد: پس از انتشار، باید عملکرد ویدیوها را بر اساس معیارهای تعیینشده (مثل تعداد بازدید، نرخ تبدیل) تحلیل کنید تا استراتژی خود را بهبود ببخشید.
تأثیر ویدیو مارکتینگ بر سئو (SEO)
بسیاری فکر میکنند سئو فقط به متن مربوط میشود، اما ویدیو نیز تأثیر زیادی بر رتبهبندی شما در موتورهای جستجو دارد. وقتی یک ویدیوی خوب منتشر میکنید، اتفاقات زیر رخ میدهد:
افزایش زمان ماندگاری کاربر: ویدیوها باعث میشوند کاربران زمان بیشتری را در وبسایت شما بگذرانند. این افزایش زمان به موتورهای جستجو مانند گوگل نشان میدهد که محتوای شما ارزشمند است و میتواند رتبه شما را بالا ببرد.
افزایش جستجوی برند: یک ویدیوی ویروسی یا بسیار جذاب میتواند باعث افزایش شدید جستجوها برای نام برند شما شود. این افزایش حجم جستجو، اعتبار برند شما را در نظر موتورهای جستجو بالا میبرد.
نمایش در نتایج جستجوی ویدیویی: گوگل بخش جداگانهای برای جستجوی ویدیو دارد. اگر ویدیوی شما به درستی بهینهسازی شده باشد، میتواند در این بخش نمایش داده شود و ترافیک بیشتری به سمت سایت شما جذب کند.
مزایا و معایب ویدیو مارکتینگ چیست؟
مانند هر استراتژی بازاریابی دیگری، ویدیو مارکتینگ نیز دارای مزایا و معایبی است:
- مزایا:
1.برقراری ارتباط عاطفی: ویدیو باعث ایجاد پیوند عمیقتر بین مصرفکننده و برند میشود.
2.افزایش نرخ تبدیل: ویدیوها میتوانند نرخ تبدیل (مثلاً خرید یا ثبتنام) را افزایش دهند، زیرا اطلاعات را به صورت قانعکنندهتری منتقل میکنند.
3.ماندگاری بیشتر در ذهن: به خاطر سپردن یک آگهی ویدیویی خوب، بسیار سادهتر از یک تبلیغ متنی است.
- معایب:
1.پیچیدگی تولید: ساخت یک ویدیوی باکیفیت معمولاً به زمان و هزینه بیشتری نیاز دارد.
2.ریسک انتقال پیام: ممکن است مخاطب قبل از دریافت کل پیام، تماشای ویدیو را متوقف کند.
3.ریسک نمایش در بستر نامناسب: اگر تبلیغ ویدیویی شما در کنار محتوای نامناسب (مثلاً یک خبر ناگوار) نمایش داده شود، میتواند برداشت منفی از برند شما ایجاد کند.
نحوه تدوین استراتژی ویدیو چگونه است؟
برای داشتن یک کمپین موفق، باید یک استراتژی گام به گام داشته باشید:
- شناخت احساسات و معیارها: ابتدا مشخص کنید که هدف شما از ویدیو چیست. میخواهید مخاطب چه حسی پیدا کند (مثلاً هیجانزده شود) و چه کاری انجام دهد (مثلاً روی لینک کلیک کند)؟ سپس معیارهای خود را برای اندازهگیری موفقیت (مانند تعداد کلیک یا نرخ تبدیل) مشخص کنید.
- در نظر گرفتن قیف فروش: محتوای ویدیوی شما باید متناسب با مرحلهای از سفر مشتری باشد که در آن قرار دارد. در بالای قیف (آشنایی اولیه)، باید ویدیوهای احساسی و جذاب بسازید. در میانه قیف، ویدیوهای آموزشی و توضیحی مناسب هستند. در پایین قیف، ویدیوها باید مشتری را به خرید نهایی تشویق کنند.
- تعیین محل قرارگیری: پس از تولید ویدیو، باید تصمیم بگیرید آن را کجا منتشر کنید. آیا میخواهید برای افزایش آگاهی عمومی، آن را در تلویزیون یا پلتفرمهای اجتماعی پرمخاطب پخش کنید؟ یا برای هدفگیری دقیقتر، آن را در کمپینهای بازاریابی مجدد (Retargeting) استفاده کنید؟
- توجه به بستر نمایش (Context): همیشه به این فکر کنید که ویدیوی شما در چه محیطی نمایش داده میشود. آیا این ویدیو در کنار محتوای مرتبط و مناسب قرار میگیرد؟ انتخاب بستر مناسب برای نمایش ویدیو، به همان اندازه خود ویدیو اهمیت دارد.
آینده ویدیو مارکتینگ
آینده ویدیو مارکتینگ با دو روند اصلی شکل میگیرد:
پایان کوکیها: با حذف تدریجی کوکیهای شخص ثالث، بازاریابان دیگر نمیتوانند به راحتی دادههای کاربران را ردیابی کنند. این به معنای آن است که باید به جای اتکا به کوکیها، شراکتهای مستقیم با پلتفرمها برای هدفگیری مخاطب ایجاد کنند.
ویدیوی پویا (Dynamic Video): این فناوری به بازاریابان اجازه میدهد که ویدیو را به صورت لحظهای و بر اساس اطلاعات هر بیننده، شخصیسازی کنند. برای مثال، یک ویدیوی تبلیغاتی میتواند به صورت خودکار، نام شهر یا محصولی که قبلاً در مورد آن جستجو کردهاید را در ویدیو نمایش دهد. این شخصیسازی عمیق، تأثیر ویدیو را به شدت افزایش میدهد و باعث میشود مخاطب احساس کند محتوا به طور اختصاصی برای او ساخته شده است.
نتیجهگیری
در نهایت، ویدیو مارکتینگ ابزاری قدرتمند و چندوجهی است که دیگر صرفاً یک گزینه نیست، بلکه به یک ضرورت در دنیای بازاریابی تبدیل شده است. توانایی آن در ایجاد ارتباط عاطفی، جذب مخاطبان در کسری از ثانیه و کمک به بهینهسازی موتورهای جستجو، آن را از سایر اشکال تبلیغات متمایز میکند. با این حال، موفقیت در این زمینه نیازمند یک استراتژی دقیق است که شامل درک مخاطب، تعیین اهداف و توجه به بستر مناسب برای نمایش محتوا میشود. در حالی که با چالشهایی مانند عدم قطعیت در انتقال کامل پیام و ریسک نمایش در کنار محتوای نامناسب همراه است، پیشرفتهای آینده در زمینه ویدیوهای پویا نشان میدهد که این حوزه در حال تکامل است و فرصتهای بیشتری را برای شخصیسازی و هدفگیری دقیق ارائه خواهد داد. بنابراین، هر کسبوکاری که به دنبال رشد و ماندگاری در فضای دیجیتال است، باید ویدیو مارکتینگ را در مرکز استراتژی خود قرار دهد.
شاخه های دیجیتال مارکتینگ: از سئو تا بازاریابی محتوایی، ۸ حوزه اصلی
شاخه های دیجیتال مارکتینگ به زبان ساده چیست؟
شاخه های دیجیتال مارکتینگ شامل انواع گستردهای از تاکتیکها و فناوریهای مارکتینگ است که برای دسترسی به مصرفکنندگان به صورت آنلاین استفاده میشود. به عنوان شکلی از مارکتینگ آنلاین، به سازمانها اجازه میدهد یک هویت برند ایجاد کنند و صنعت مارکتینگ را متحول کرده است.
دکتر جسیکا راجرز، دانشیار ارشد برنامههای کسبوکار در SNHU، گفت که دیجیتال مارکتینگ به هوش مارکتینگ، تفکر استراتژیک و مدیریت حجم زیادی از دادهها نیاز دارد. این نوع مارکتینگ بر اساس بسیاری از اصول آشنا برای بازاریابان سنتی است و به دانش بنیادی و همچنین دانش فنی نیاز دارد.
به گفته راجرز، این دو رشته (مارکتینگ سنتی و دیجیتال) برای ارتباط با گروههای متمایز از مصرفکنندگان عمل میکنند. او گفت: «رسانههای سنتی راهی عالی برای دسترسی به پایگاه گستردهای از مصرفکنندگان هستند، در حالی که رسانههای دیجیتال این توانایی را دارند که به مخاطبان بسیار خاصی دست یابند. یک نکته کلیدی این است که بسته به مخاطب هدف، برخی کانالها از بقیه موثرتر هستند.»
۸ شاخه های دیجیتال مارکتینگ کدامند؟
راجرز در مورد برخی از محبوبترین شاخه های دیجیتال مارکتینگ صحبت کرد و یک نمای کلی کوتاه از هر یک ارائه داد:
۱. بازاریابی وابسته (Affiliate Marketing)
با افزایش اهمیت مارکتینگ آنلاین، بازاریابی وابسته – که به آن بازاریابی اینفلوئنسر نیز میگویند – در میان بسیاری از سازمانها برای پر کردن شکاف بین مصرفکنندگان و سازمانها محبوب شده است. اما بازاریابی وابسته چیست؟
بازاریابی وابسته از محبوبیت روزافزون کارشناسان صنعت و اینفلوئنسرهای شبکههای اجتماعی استفاده میکند. در همکاری با این اینفلوئنسرهای شخص ثالث، سازمان شما برای تبلیغ محصولات یا خدماتتان در ازای دریافت حقوق یا کمیسیون همکاری خواهد کرد. در این همکاری، اینفلوئنسرها مخاطبان خود را با پستها، وبلاگها یا ویدیوها درگیر میکنند تا کسبوکار بیشتری برای سازمان شما جذب کرده و مشتریان جدیدی ایجاد کنند.
در چند سال گذشته، بازاریابی وابسته یا اینفلوئنسر با رسانههای جدیدی مانند TikTok، instagram، YouTube و وبلاگها که به یک شکل اصلی از سرگرمی و اخبار تبدیل شدهاند، به شدت رشد کرده است. بازاریابی وابسته به یکی از محبوبترین اشکال دیجیتال مارکتینگ تبدیل شده است. به گفته Influencer Marketing Hub، صنعت بازاریابی وابسته در سال ۲۰۲۳ حدود ۱۳ میلیارد دلار برآورد شده است.
بازار کار برای بازاریابان در حال رشد است. اداره آمار کار ایالات متحده (BLS) رشد ۶ درصدی را تا سال ۲۰۳۲ در تعداد مدیران تبلیغات، ترویج و مارکتینگ پیشبینی میکند. در سال ۲۰۲۲، میانگین حقوق برای این موقعیتها ۱۵۶,۵۸۰ دلار بود، طبق دادههای BLS.
۲. بازاریابی محتوایی (Content Marketing)
بازاریابی محتوایی از داستانسرایی و به اشتراکگذاری اطلاعات برای افزایش آگاهی از برند استفاده میکند. در نهایت، هدف این است که خوانندگان به سمت تبدیل شدن به مشتری اقدام کنند، مثلاً اطلاعات بیشتری درخواست کنند، در یک لیست ایمیل ثبتنام کنند یا خریدی انجام دهند. «محتوا» میتواند به پستهای وبلاگ، منابعی مانند وایتپیپرها و کتابهای الکترونیکی، ویدیوهای دیجیتال، پادکستها و موارد دیگر اشاره داشته باشد.
به طور کلی، محتوا باید در وهله اول برای مصرفکننده ارزشمند باشد – نه فقط تبلیغ برند یا تلاش برای فروش. بازاریابی محتوایی در مورد ایجاد یک رابطه پایدار و قابل اعتماد با مشتریان است که میتواند به مرور زمان به فروشهای زیادی منجر شود، نه فقط یک معامله واحد.
بازاریابی محتوایی در همافزایی با سایر شاخه های دیجیتال مارکتینگ کار میکند: این یک راه برای ادغام بهینهسازی موتور جستجو (SEO) در محتوای جدید وبسایت است و محتوای ایجاد شده میتواند به عنوان پست در شبکههای اجتماعی و در انتشارات ایمیل مارکتینگ به اشتراک گذاشته شود. نگاه کردن به تحلیلهای بازاریابی محتوایی شما میتواند اطلاعات زیادی در مورد مشتریان به شما بگوید:
- آنها هنگام ورود به سایت شما به دنبال چه چیزی هستند؟
- چه نوع محتوایی باعث میشود آنها مدت بیشتری در سایت بمانند و به اطراف نگاه کنند؟
- چه نوع محتوایی باعث میشود آنها علاقه خود را از دست بدهند و سایت را ترک کنند؟
برخلاف روشی مانند PPC، بازاریابی محتوایی یک استراتژی بلندمدت است. به گفته Adobe Experience Cloud، یک سازمان متخصص در ابزارهای تجربه دیجیتال، با گذشت زمان، بازاریابان یک کتابخانه از محتوا (متن، ویدیو، پادکست و غیره) ایجاد میکنند که همچنان کاربران را از طریق موتورهای جستجو به سایت میآورد. این کتابخانه محتوا همچنین به ترویج شناخت برند شما کمک میکند و اعتبار شما را به عنوان یک منبع اطلاعات افزایش میدهد.
و اگر کاربران برای کسب اطلاعات از سایت شما بازدید میکنند، در حالت ایدهآل شما را به عنوان یک مرجع هنگام تصمیمگیری برای خرید به یاد خواهند آورد.
بازاریابی محتوایی یک مسیر عالی برای افرادی است که از نوشتن و/یا تولید ویدیو و صدا لذت میبرند. اما مانند دیجیتال مارکتینگ به طور کلی، به مهارتهای استراتژیک و تحلیلی قوی نیز نیاز دارد.
پلتفرمهای ساخت وبسایت و سایتهای وبلاگنویسی زیادی وجود دارند که میتوانید برای ورود به بازاریابی محتوایی از آنها استفاده کنید. برای گزینههای رایگان و کمهزینه، میتوانید این موارد را در نظر بگیرید:
- WordPress
- Medium
- Hubspot CMS
- Wix
برخی از این ابزارها دارای ویژگیهایی هستند که نکاتی در مورد نحوه گنجاندن SEO، شبکههای اجتماعی، ایمیل مارکتینگ، طراحی وبسایت و موارد دیگر ارائه میدهند، بنابراین میتوانید تجربه کامل دیجیتال مارکتینگ را به دست آورید.
3. ایمیل مارکتینگ (Email Marketing)
به گفته راجرز، حتی با ظهور شبکههای اجتماعی، برنامههای موبایل و سایر کانالها، ایمیل هنوز یکی از شاخه های دیجیتال مارکتینگ است. این روش میتواند بخشی از یک استراتژی بازاریابی محتوایی باشد، که به مصرفکنندگان ارزش ارائه میدهد و به مرور زمان مخاطبان را به مشتری تبدیل میکند.
به گفته انجمن مارکتینگ آمریکا (AMA)، متخصصان ایمیل مارکتینگ نه تنها میدانند چگونه کمپینهای جذاب ایجاد کنند، بلکه نحوه دسترسی به مخاطبان بهینه را نیز درک میکنند و در تجزیه و تحلیل تعاملات و دادههای مشتری و اتخاذ تصمیمات استراتژیک بر اساس آن دادهها مهارت دارند.
نرمافزار ایمیل مارکتینگ میتواند معیارهای تحلیلی مختلفی ارائه دهد، اما دو موردی که بازاریابان همیشه در تلاش برای بهبود آنها هستند، نرخ باز شدن (open rate) – درصد دریافتکنندگانی که ایمیل را باز کردهاند – و نرخ کلیک (click-through rate) – تعداد دریافتکنندگانی که ایمیل را باز کرده و روی یک لینک در ایمیل کلیک کردهاند – هستند.
به گفته شرکت پیشرو نرمافزار ایمیل مارکتینگ Constant Contact، بازاریابان میتوانند کارهای زیادی انجام دهند تا ایمیلهای خود را برای کاربران جذابتر و احتمال باز شدن آنها را بیشتر کنند. این کارها شامل:
- ایجاد حس فوریت: نوشتن متن ایمیلی که به دریافتکنندگان شما اطلاع میدهد زمان برای دریافت یک پیشنهاد ویژه رو به اتمام است یا تعداد محدودی از پیشنهادات موجود است، میتواند تعداد افرادی را که روی لینک وبسایت شما کلیک میکنند، افزایش دهد.
- شخصیسازی ایمیل: تنظیم ایمیلها و خطوط موضوعی برای گنجاندن نام دریافتکننده یک روش اثبات شده برای افزایش نرخ باز شدن و نرخ کلیک است. (نمونه خط موضوعی: «کتی، یک پیشنهاد ویژه فقط برای تو.»)
- اجازه دادن به دریافتکنندگان برای تنظیم ترجیحات خود: اجازه دادن به کاربران برای مشخص کردن اینکه هر چند وقت یک بار میخواهند از شما خبر بگیرند، میتواند به حفظ برخی از مشترکین ایمیل شما در لیست و کلیک کردن بر روی ایمیلهای شما کمک کند.
۴. تحلیل مارکتینگ (Marketing Analytics)
یکی از مزایای اصلی دیجیتال مارکتینگ این است که به شدت قابل پیگیری و قابل اندازهگیری است. زمانی، تنها قطعات مارکتینگ قابل پیگیری، کوپنها و پیشنهادات مشابه از طریق پست مستقیم بودند. اگر مشتری از کوپن استفاده میکرد، شما میدانستید که پیام تاثیرگذار بوده است.
امروزه، تحلیلها به بازاریابان اجازه میدهند رفتار کاربر را در یک سطح بسیار دقیق پیگیری کنند:
- چند بار روی یک لینک کلیک میکنند؟
- چقدر زمان در یک صفحه وب میگذرانند؟
- چند وقت یک بار ایمیلها را باز میکنند؟ و موارد دیگر.
اما حجم عظیمی از اطلاعات موجود در مورد عملکرد دیجیتال مارکتینگ میتواند مانند «نوشیدن از یک شلنگ آتشنشانی» باشد، و بازاریابان باید واقعاً بتوانند معنای دادهها و نحوه تأثیرگذاری آنها بر استراتژی را درک کنند.
این امر نه تنها به بازاریابان اجازه میدهد که بفهمند چه چیزی برای مصرفکنندگان موفق است و پیامهای مارکتینگ خود را در آینده تطبیق دهند، بلکه به این معنی است که آنها میتوانند ارزش خود را به شرکت نشان دهند. درک تمام این دادهها و استفاده از آنها برای اتخاذ تصمیمات استراتژیک یک بخش مهم از کار یک بازاریاب دیجیتال است – و چیزی است که آنها را از همتایان سنتی خود متمایز میکند.
ابزارهای زیادی برای اندازهگیری موفقیت کمپینهای دیجیتال مارکتینگ در دسترس هستند و بسیاری از بازاریابان بسته به نیازها و مخاطبان خود، از ترکیبی از این ابزارها استفاده میکنند. یکی از پرکاربردترین ابزارها برای تحلیل مارکتینگ، Google Analytics است که میتوان آن را به روشهای تقریباً بینهایت برای اندازهگیری موارد زیر سفارشی کرد:
- عملکرد سایت شما
- کدام کلمات کلیدی کاربران را به سایت شما میآورند
- نحوه حرکت کاربران در وبسایت شما و موارد دیگر
داشتن تحلیلهای خوب و دقیق و دانش لازم برای تفسیر آنها میتواند به بازاریابان کمک کند تا به سرعت شکست بخورند («fail fast»)، کمپینهایی را که کار نمیکنند به سرعت قطع کنند و کمپینهای بهتری را بر اساس مفاهیمی که سابقه موفقیت اثبات شدهای دارند، بسازند. با گذشت زمان، شما فقط از تحلیلها برای اندازهگیری کمپینهای خود استفاده نخواهید کرد – تحلیلها همچنین کمپینهای شما را اطلاعرسانی و بهبود خواهند بخشید.
در یک برنامه تحصیلی دیجیتال مارکتینگ، شما طیف گستردهای از مسائل مربوط به یک مسیر شغلی مارکتینگ، از جمله برنامهها و استراتژیهای مارکتینگ، برندسازی، بازاریابی موبایلی و تبلیغات دیجیتال را مطالعه خواهید کرد.
۵. بازاریابی موبایلی (Mobile Marketing)
این شاخه های دیجیتال مارکتینگ بر دسترسی به مخاطب هدف شما در گوشی هوشمند یا تبلت آنها متمرکز است. بازاریابی موبایلی از طریق پیامهای متنی، شبکههای اجتماعی، وبسایتها، ایمیل و برنامههای موبایل به افراد دسترسی پیدا میکند. بازاریابان میتوانند پیشنهادات یا محتوای ویژه را برای یک موقعیت جغرافیایی یا زمان خاص، مانند زمانی که مشتری وارد یک فروشگاه یا یک رویداد میشود، تنظیم کنند.
در فوریه ۲۰۲۱، Statista یک نظرسنجی انجام داد که در آن ۴۶% از پاسخدهندگان ادعا کردند که بین پنج تا شش ساعت در روز را برای استفاده شخصی در تلفنهای خود میگذرانند. علاوه بر این، ۲۲% اعلام کردند که ۳ تا ۴ ساعت در روز را در تلفن خود میگذرانند، و از پایان سال ۲۰۲۰ تا اوایل سال ۲۰۲۱، کاربران موبایل در ایالات متحده حدود ۴۰ دقیقه در روز را در برنامههای شبکههای اجتماعی میگذراندند، با فیسبوک و اینستاگرام که بزرگترین مخاطب را داشتند.
انتظار میرود تا سال ۲۰۲۴، میانگین زمان صرف شده روزانه در تلفن در ایالات متحده به ۴ ساعت و ۳۹ دقیقه برسد، گزارش Statista.
تجارت الکترونیکی در چند سال گذشته به شدت رشد کرده و به یک بخش مهم از دنیای خردهفروشی جهانی تبدیل شده است. در سال ۲۰۲۴، فروش خردهفروشی تجارت الکترونیکی در سراسر جهان حدود ۶.۳ تریلیون دلار برآورد شده است، به گزارش Statista.
بازاریابان میدانند که باید پیام خود را به جایی که مشتریانشان هستند ببرند، و این بسیار واضح است: مشتریان بالقوه شما در تلفنهایشان هستند.
۶. پرداخت به ازای کلیک (Pay-per-click – PPC)
پرداخت به ازای کلیک به تبلیغات پولی و نتایج جستجوی تبلیغ شده اشاره دارد. این یک شکل کوتاهمدت از شاخه های دیجیتال مارکتینگ است، به این معنی که هنگامی که شما دیگر پولی پرداخت نمیکنید، تبلیغ نیز از بین میرود. مانند SEO، PPC راهی برای افزایش ترافیک جستجو به یک کسبوکار آنلاین است.
پرداخت به ازای کلیک میتواند به تبلیغاتی که در بالای و کنارههای صفحه نتایج جستجو، هنگام مرور وب، تماشای ویدیوهای YouTube و استفاده از برنامههای موبایل میبینید، اشاره داشته باشد.
یکی دیگر از چیزهایی که پرداخت به ازای کلیک را از SEO متمایز میکند این است که شما فقط برای نتایج پرداخت میکنید. در یک مدل PPC معمول مانند یک کمپین Google AdWords، شما فقط زمانی پول پرداخت میکنید که کسی روی تبلیغ شما کلیک کرده و به وبسایت شما منتقل شود. شما میتوانید هر مبلغی را برای تبلیغات پرداخت به ازای کلیک هزینه کنید. برخی شرکتها ممکن است از سرمایهگذاری تنها چند صد دلار نتیجه بگیرند، اما بسیاری از شرکتهای بزرگ ماهانه دهها هزار دلار برای پرداخت به ازای کلیک هزینه میکنند.
هزینه اجرای یک تبلیغ یا ترویج نتایج جستجوی شما در درجه اول به میزان رقابت برای کلمات کلیدی شما بستگی دارد. کلمات کلیدی با رقابت بالا (یعنی کلمات کلیدی که بسیاری از افراد به دنبال آنها هستند و بسیاری از سایتها سعی در پیدا شدن برای آنها دارند) گرانتر خواهند بود و کلمات با رقابت پایینتر احتمالاً هزینه کمتری خواهند داشت.
هنگامی که یک کمپین پرداخت به ازای کلیک را راهاندازی میکنید، همچنین میتوانید انتخاب کنید که آیا میخواهید تبلیغ یا نتایج تبلیغ شده شما به کاربران در سراسر جهان نشان داده شود یا فقط در یک محدوده جغرافیایی خاص. به گفته Google Ads، اگر یک کسبوکار فیزیکی را مارکتینگ میکنید، این توانایی برای شخصیسازی بر اساس موقعیت مکانی به شما کمک میکند تا پول تبلیغات را با نمایش تبلیغات به کاربرانی که نزدیک کسبوکار شما زندگی نمیکنند، هدر ندهید.
۷. بهینهسازی موتور جستجو (Search Engine Optimization – SEO)
هدف SEO این است که یک کسبوکار در نتایج جستجوی گوگل رتبه بالاتری کسب کند و در نهایت ترافیک موتور جستجو را به وبسایت کسبوکار افزایش دهد.
برای دستیابی به این هدف، بازاریابان SEO کلمات و عباراتی را که مصرفکنندگان برای جستجوی اطلاعات آنلاین استفاده میکنند، تحقیق کرده و از آن کلمات در محتوای خود استفاده میکنند. به گفته Moz، شرکت پیشرو نرمافزار SEO، در «راهنمای مبتدیان برای SEO»، SEO شامل عناصر زیادی است، از کلمات روی صفحات وب شما گرفته تا نحوه لینک دادن سایر سایتها به شما در وب و نحوه ساختار وبسایت شما.
بنابراین، چه چیزهایی میتوانند SEO یک سایت را بهبود بخشند؟ مهم است که درک کنید یکی از چیزهایی که SEO را چالشبرانگیز میکند این است که پاسخ به این سوال همیشه به موتورهای جستجو و جدیدترین الگوریتم آنها بستگی دارد.
با در نظر گرفتن این موضوع، در اینجا چند مورد از مهمترین چیزها برای استراتژیستهای SEO و بازاریابان، به طور کلی، برای درک نحوه عملکرد SEO امروز، طبق گفته Moz، آورده شده است:
- فهرستبندی محتوا: مهم است که به موتورهای جستجو اجازه دهید به وضوح «محتوای سایت شما را بخوانند»، با انجام کارهایی مانند اضافه کردن متن جایگزین (alt text) برای تصاویر و رونوشت متنی برای محتوای ویدیویی و صوتی.
- ساختار لینک خوب: مهم است که موتورهای جستجو بتوانند «ساختار سایت شما را بخزند» تا به راحتی تمام محتوای سایت شما را پیدا کنند. یک متخصص SEO میتواند کارهای زیادی برای قالببندی صحیح لینکها، URLها و نقشههای سایت انجام دهد تا آنها را برای خزندههای سایت در دسترستر کند.
- کلمات کلیدی و هدفگذاری کلمات کلیدی: استفاده صحیح از کلمات کلیدی شما (یعنی عبارات جستجویی که میخواهید سایت شما برای آنها پیدا شود) در محتوا و عناوین شما یکی از اجزای اساسی SEO است. دیگر روش خوبی نیست که محتوای خود را با هر تعداد کلمه کلیدی و انواع آن که ممکن است «پر» کنید. نوشتن محتوای با کیفیت بالا که از کلمات کلیدی در عناوین و چند بار در محتوای قابل خزیدن صفحه استفاده میکند، اکنون روش بهتری در نظر گرفته میشود و باعث میشود صفحات در نتایج جستجو رتبه بهتری داشته باشند.
۸. بازاریابی شبکههای اجتماعی (Social Media Marketing)
این شامل تمام کارهایی است که یک کسبوکار از طریق کانالهای شبکههای اجتماعی انجام میدهد. تقریباً همه با شبکههای اجتماعی آشنا هستند، اما بازاریابان باید به شبکههای اجتماعی با یک رویکرد یکپارچه و استراتژیک نزدیک شوند. بازاریابی شبکههای اجتماعی بسیار فراتر از صرفاً ایجاد پست برای کانالهای اجتماعی و پاسخ به نظرات است.
برای موثر بودن، تلاشها باید هماهنگ و یکپارچه باشند. برای کمک به یکنواخت نگه داشتن پستها، ابزارهای آنلاین زیادی برای خودکارسازی و برنامهریزی پستهای شبکههای اجتماعی در دسترس هستند، اگرچه بازاریابان فقط باید از اتوماسیون به عنوان یک ابزار استفاده کنند، نه یک راهحل «تنظیم کن و فراموش کن». کاربران به سرعت متوجه خواهند شد که هیچ فرد واقعی پشت پستها نیست.
بازاریابان شبکههای اجتماعی نباید در یک گروه جدا از سایر وظایف مارکتینگ باشند. بازاریابان اجتماعی باید با تیم مارکتینگ گستردهتر شرکت همکاری کنند تا پیام خود را در تمام پلتفرمها، آنلاین و آفلاین، هماهنگ کنند تا هر بخش از برند یک داستان مشابه را بگوید.
یک بخش حیاتی از بازاریابی شبکههای اجتماعی تحلیلها است. بازاریابان شبکههای اجتماعی همچنین باید در تجزیه و تحلیل عملکرد پستهای خود و ایجاد استراتژیها بر اساس آن دادهها ماهر باشند. مهم است که قبل از ادامه اجرای استراتژی جدید خود، میزان عملکرد پستهای فعلی شبکههای اجتماعی خود را بسنجید.
Statista گزارش میدهد که ۸۶% از متخصصان صنعت اظهار داشتند که افزایش دیده شدن شرکتشان مزیت اصلی بازاریابی شبکههای اجتماعی در سال ۲۰۲۳ بوده است. پس از آن، ۷۶% از شرکتها ادعا کردند که افزایش ترافیک به وبسایت آنها بزرگترین مزیت بوده است، به گفته Statista.
همچنین چندین گزینه رایگان برای انتشار پیام شما وجود دارد که فراتر از اینستاگرام و فیسبوک هستند. برخی از گزینههای دیگر شامل Google My Business، eBay و Facebook Messenger و Marketplace هستند.
به عبارت دیگر، بازاریابی شبکههای اجتماعی بسیار پیچیدهتر از مدیریت پروفایل شخصی فیسبوک یا اینستاگرام شماست. این کار به ترکیبی از تفکر خلاقانه و استراتژی هدفمند و مبتنی بر داده نیاز دارد و ممکن است برای حرفهایهایی که از ترکیب این دو رشته لذت میبرند، یک انتخاب عالی باشد.
مدرکی برای آینده
مدرکی برای آینده
کسب مدرک دیجیتال مارکتینگ میتواند به شما در زمینههای مختلفی خارج از دیجیتال مارکتینگ نیز کمک کند. شانون هیز، فارغالتحصیل سال ۲۰۲۳ SNHU، مدرک لیسانس خود را در مارکتینگ با تمرکز بر دیجیتال مارکتینگ کسب کرد تا دانش بیشتری در حرفه خود به دست آورد.
او پس از دبیرستان مدرک کاردانی خود را گرفت، یک دختر داشت و حرفه خود را تثبیت کرد، اما چیزی کم بود.
هیز گفت: «به عنوان یک مادر مجرد، سالها سخت کار کردم و موفق شدم یک شغل موفق بسازم و دخترم را بزرگ کنم. متاسفانه، نداشتن مدرک لیسانس اغلب من را از فرصتهای شغلی باز میداشت.»
او میداند که مدرکش در دیجیتال مارکتینگ مهارتهای بیشتری در کارش به او میدهد و درهای جدیدی را به روی او باز خواهد کرد.
او گفت: «من در موقعیت فعلیام خوشحالم، اما این مدرک فرصتهای بسیار بیشتری نسبت به قبل به من خواهد داد.»
از آنجایی که دیجیتال مارکتینگ یک فضای به سرعت در حال تغییر است، برای شرکتها ضروری است که با فناوریهای جدید و نوظهور بهروز بمانند، در حالی که به برند و نیازهای مصرفکنندگان خود وفادار میمانند، راجرز گفت.
راههای زیادی وجود دارد که شرکتها این کار را انجام میدهند، که برخی از آنها مسئولیت بازاریابان دیجیتال است، در حالی که برخی دیگر توسط سایر بخشها پشتیبانی میشود. صرف نظر از بخش مربوطه، همه این کارها از طریق یک رویکرد بسیار استراتژیک و مشارکتی انجام میشود.
راجرز گفت: «جلوتر ماندن از رقابت هرگز به این اندازه مهم نبوده است. فضای کسبوکار به قدری سریع در حال تغییر است که نگاه کردن به رقابت برای کمک به اطلاعرسانی به استراتژی دیجیتال خود به یک استراتژی کلیدی تبدیل شده است.»




